یادداشت تحلیلی درباره نگهداری زیرساخت‌ها، کیفیت خدمات و نظم شهری تهران

تهران در مسیر فرسودگی شهری؛ وقتی بی‌نظمی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می‌شود

سهیل مهدیخانی، نویسنده یادداشت تحلیلی درباره مدیریت شهری تهران
سهیل مهدیخانی، مدیرعامل تاکسی بیسیم تهران و نویسنده یادداشت
مشاهده تصویر در اندازه اصلی

سهیل مهدیخانی، مدیرعامل تاکسی بیسیم تهران: شهری که نتواند از زیرساخت‌های موجود خود نگهداری کند، با ساخت پروژه‌های جدید توسعه‌یافته نمی‌شود؛ بلکه تنها هزینه فرسودگی آینده را افزایش می‌دهد.

تهران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری جدی در مفهوم مدیریت شهری است. شهری که روزگاری توسعه بزرگراه‌ها، گسترش شبکه حمل‌ونقل و احداث زیرساخت‌های جدید، نشانه‌ای از حرکت رو به جلوی آن بود، اکنون در بسیاری از معابر و فضاهای عمومی خود با نشانه‌هایی از فرسودگی، بی‌نظمی و کاهش کیفیت خدمات مواجه است.

مسئله من صرفاً خرابی یک خیابان، فرسودگی یک اتوبوس یا نقص چند تابلوی راهنمایی و رانندگی نیست. نگرانی اصلی من، شکل‌گیری تدریجی وضعیتی است که در آن بی‌نظمی به بخشی از زندگی روزمره شهروندان تبدیل می‌شود و دیگر کمتر کسی از مشاهده آن تعجب می‌کند.

به‌عنوان فردی که سال‌ها در حوزه حمل‌ونقل فعالیت داشته‌ام، معتقدم وضعیت امروز تهران را باید فراتر از مشکلات مقطعی ترافیکی بررسی کرد. آنچه در خیابان‌های پایتخت مشاهده می‌کنیم، مجموعه‌ای از مسائل به‌هم‌پیوسته است که از نگهداری زیرساخت‌ها آغاز می‌شود و تا کیفیت حکمرانی شهری، رفتار ترافیکی، اقتصاد حمل‌ونقل و اعتماد عمومی امتداد پیدا می‌کند.

توسعه بدون نگهداری، سرمایه‌گذاری برای فرسودگی است

در سال‌های گذشته منابع قابل‌توجهی صرف احداث بزرگراه‌ها، پل‌ها، تونل‌ها، ایستگاه‌های مترو، پایانه‌ها و سایر زیرساخت‌های شهری شده است. اما یک پرسش اساسی وجود دارد: برای نگهداری و حفظ کیفیت همین سرمایه‌گذاری‌ها چه برنامه‌ای داریم؟

وقتی آسفالت خیابان‌ها آسیب دیده، خط‌کشی معابر محو شده، تابلوهای راهنمایی و رانندگی فرسوده یا مخدوش هستند و بخشی از تجهیزات شهری به نگهداری اساسی نیاز دارند، نمی‌توان صرفاً با ارائه آمار افتتاح پروژه‌های جدید از توسعه شهری سخن گفت.

من معتقدم نگهداری زیرساخت‌ها، نه یک هزینه جانبی، بلکه اصلی‌ترین مسئولیت مدیریت شهری در حفاظت از سرمایه عمومی است.

هر خیابانی که به‌موقع ترمیم نمی‌شود، هر تجهیزی که بدون رسیدگی باقی می‌ماند و هر زیرساختی که پیش از پایان عمر مفید خود مستهلک می‌شود، در نهایت هزینه‌ای است که شهروندان پرداخت می‌کنند؛ گاهی از طریق بودجه عمومی و گاهی با اتلاف وقت، آسیب به خودرو، کاهش ایمنی و افت کیفیت زندگی.

آیا تهران به الگوی کلان‌شهرهای بی‌نظم نزدیک می‌شود؟

هنگامی که به وضعیت ترافیک، تراکم موتورسیکلت‌ها، حمل‌ونقل غیررسمی، فرسودگی معابر و کیفیت برخی خدمات عمومی تهران نگاه می‌کنم، شباهت‌هایی با چالش‌های شناخته‌شده در بعضی از کلان‌شهرهای پرتراکم جنوب آسیا، از جمله شهرهایی در هند و پاکستان، به ذهن می‌رسد.

این مقایسه به معنای نادیده گرفتن پیشرفت‌ها و ظرفیت‌های آن کشورها نیست. مسئله، بررسی یک الگوی مشخص از توسعه نامتوازن شهری است؛ الگویی که در آن رشد جمعیت، افزایش وسایل نقلیه و گسترش فعالیت‌های اقتصادی، سریع‌تر از توان مدیریت و نگهداری زیرساخت‌ها اتفاق می‌افتد.

تهران از نظر ظرفیت انسانی، اقتصادی، فنی و زیرساختی امکانات ارزشمندی دارد. اما برخورداری از این ظرفیت‌ها به‌تنهایی تضمین‌کننده کیفیت زندگی نیست.

آنچه یک کلان‌شهر را توسعه‌یافته می‌کند، صرفاً تعداد ساختمان‌های بلند، بزرگراه‌های چندطبقه یا پروژه‌های عمرانی نیست؛ بلکه نظم، ایمنی، پاکیزگی، قابلیت پیش‌بینی خدمات و احترام به حقوق شهروندان است.

موتورسیکلت‌ها؛ مسئله‌ای فراتر از تخلف رانندگی

امروز حضور گسترده موتورسیکلت‌ها در خیابان‌های تهران به یکی از شاخص‌های آشکار تحولات حمل‌ونقل شهری تبدیل شده است.

موتورسیکلت در بسیاری از موارد، پاسخ اقتصادی شهروندان به ترافیک، هزینه جابه‌جایی، نیاز به سرعت و محدودیت دسترسی به خدمات حمل‌ونقل عمومی است.

اما وقتی موتورسیکلت وارد پیاده‌رو می‌شود، در خلاف جهت حرکت می‌کند، از چراغ قرمز عبور می‌کند یا بدون سازوکار نظارتی مؤثر به حمل مسافر می‌پردازد، دیگر فقط با مسئله انتخاب یک وسیله نقلیه مواجه نیستیم؛ مسئله، نظم و ایمنی عمومی شهر است.

نمی‌توان از یک‌سو انتظار داشت شهروندان قوانین را رعایت کنند و از سوی دیگر نسبت به شرایطی که زمینه گسترش فعالیت‌های غیررسمی و رفتارهای پرخطر را ایجاد می‌کند، بی‌تفاوت بود.

راه‌حل این مسئله صرفاً برخورد انتظامی نیست. باید مشخص شود چرا بخشی از تقاضای جابه‌جایی به سمت شیوه‌هایی حرکت کرده که نظارت، ایمنی و مسئولیت‌پذیری در آنها با چالش مواجه است.

اگر حمل‌ونقل عمومی، قابل اعتماد، در دسترس، منظم و اقتصادی باشد، شهروند برای استفاده از گزینه‌های پرخطر انگیزه کمتری خواهد داشت.

حمل‌ونقل عمومی نباید آخرین انتخاب شهروند باشد

وضعیت بخشی از ناوگان اتوبوسرانی، ازدحام در برخی خطوط مترو، شرایط نامناسب تعدادی از ایستگاه‌ها و فرسودگی خودروهای حمل‌ونقل عمومی، موضوعاتی نیستند که بتوان آنها را صرفاً با وعده خرید ناوگان جدید یا افتتاح خطوط بیشتر پاسخ داد.

از نگاه من، حمل‌ونقل عمومی زمانی موفق است که شهروند آن را به دلیل کیفیت، امنیت، نظم و سهولت انتخاب کند؛ نه صرفاً به این دلیل که امکان دیگری برای جابه‌جایی ندارد.

مسافری که مدت طولانی در ایستگاه منتظر می‌ماند، راننده‌ای که با خودروی فرسوده و هزینه‌های سنگین نگهداری فعالیت می‌کند و شهروندی که در یک وسیله نقلیه پرازدحام سفر می‌کند، هر سه با بخش‌هایی از یک مسئله مشترک مواجه‌اند.

ما باید حمل‌ونقل عمومی را به‌عنوان یک زنجیره یکپارچه ببینیم؛ زنجیره‌ای که در آن ناوگان، زیرساخت، فناوری، تأمین مالی، مدیریت بهره‌برداری و کیفیت خدمات به یکدیگر وابسته هستند.

نوسازی یک خودرو بدون اصلاح مدل اقتصادی بهره‌برداری، یا توسعه یک سامانه هوشمند بدون اصلاح فرآیندهای اجرایی، به‌تنهایی تحول پایدار ایجاد نمی‌کند.

خطر اصلی، عادی‌شدن بی‌نظمی است

به باور من، خطرناک‌ترین اتفاق برای یک شهر، خراب شدن یک خیابان یا فرسوده شدن یک اتوبوس نیست؛ خطر واقعی زمانی آغاز می‌شود که جامعه و مدیریت شهری به این شرایط عادت کنند.

وقتی توقف دوبله، عبور موتورسیکلت از پیاده‌رو، بی‌توجهی به علائم رانندگی، خرابی تجهیزات شهری و آشفتگی ترافیکی به اتفاقاتی روزمره تبدیل می‌شوند، به‌تدریج مرز میان وضعیت قابل‌قبول و غیرقابل‌قبول از بین می‌رود.

نظم شهری تنها با جریمه و برخورد ایجاد نمی‌شود. نظم نتیجه اجرای عادلانه قانون، کیفیت مناسب زیرساخت، نظارت مستمر و عملکرد مسئولانه نهادهای متولی است.

نمی‌توان از شهروند انتظار قانون‌مداری داشت، اما در برابر تعهدات مدیریت شهری برای تأمین زیرساخت مناسب، نگهداری معابر و ارائه خدمات باکیفیت، پاسخ‌گویی مشخصی وجود نداشته باشد.

حقوق شهروندی یک رابطه یک‌طرفه نیست. همان‌طور که شهروند در برابر قانون مسئول است، نهادهای عمومی نیز در برابر کیفیت خدماتی که از محل منابع عمومی ارائه می‌کنند، مسئولیت دارند.

پول مردم باید به کیفیت زندگی مردم تبدیل شود

به اعتقاد من، یکی از مهم‌ترین اصلاحات موردنیاز در مدیریت شهری، تغییر معیارهای ارزیابی عملکرد است.

بودجه عمرانی بیشتر، تعداد پروژه‌های افتتاح‌شده یا افزایش طول بزرگراه‌ها، به‌تنهایی نشانه موفقیت نیستند.

باید پرسید چه درصدی از معابر تهران در وضعیت استاندارد قرار دارند؟ چند درصد تجهیزات راهنمایی و رانندگی سالم و قابل استفاده‌اند؟ متوسط عمر ناوگان حمل‌ونقل عمومی چقدر است؟ زمان رسیدگی به خرابی‌های شهری چند روز است؟ و مهم‌تر از همه، شهروند چه تغییری در کیفیت زندگی خود احساس کرده است؟

این اطلاعات باید به‌صورت منظم، شفاف و قابل ارزیابی در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.

من معتقدم هر دستگاه اجرایی که از منابع عمومی استفاده می‌کند، باید بتواند توضیح دهد هزینه‌کرد آن چه تأثیری بر کیفیت خدمات، ایمنی، بهره‌وری و رضایت شهروندان داشته است.

توسعه‌ای که در گزارش‌های مدیریتی قابل مشاهده باشد اما شهروند در زندگی روزمره خود آن را احساس نکند، نیازمند بازنگری جدی است.

فناوری باید ابزار اصلاح ساختار باشد، نه پوششی برای مشکلات قدیمی

در سال‌های اخیر، هوشمندسازی و تحول دیجیتال به یکی از موضوعات اصلی مدیریت شهری تبدیل شده است. اما تجربه نشان می‌دهد صرف راه‌اندازی یک نرم‌افزار، نصب تجهیزات جدید یا ایجاد سامانه‌های متعدد، به معنای هوشمند شدن شهر نیست.

شهر هوشمند، شهری نیست که تعداد بیشتری سامانه داشته باشد؛ شهری است که با استفاده از داده، فناوری و مدیریت یکپارچه بتواند مشکلات شهروندان را سریع‌تر، دقیق‌تر و با هزینه کمتر حل کند.

از نگاه من، آینده حمل‌ونقل شهری در اتصال واقعی بازیگران این صنعت به یکدیگر است؛ از راننده و مالک ناوگان گرفته تا شرکت‌های حمل‌ونقل، نهادهای نظارتی، تأمین‌کنندگان خدمات، سرمایه‌گذاران و شهروندان.

بدون یکپارچگی اطلاعات، شفافیت فرآیندها و پاسخ‌گویی مدیریتی، فناوری نیز ممکن است به لایه‌ای جدید از پیچیدگی‌های موجود تبدیل شود.

تهران به بازآفرینی نظم شهری نیاز دارد

من معتقدم تهران هنوز از ظرفیت لازم برای تبدیل شدن به یکی از شهرهای موفق منطقه در مدیریت هوشمند و خدمات شهری برخوردار است.

اما تحقق این هدف مستلزم تغییر نگاه از توسعه صرفاً عمرانی به مدیریت یکپارچه شهری است.

باید نگهداری زیرساخت‌های موجود در اولویت قرار گیرد، نوسازی حمل‌ونقل عمومی بر اساس مدل‌های اقتصادی پایدار انجام شود، قوانین به شکل عادلانه و مستمر اجرا شوند و کیفیت خدمات به شاخص اصلی ارزیابی مدیران تبدیل شود.

تهران بیش از آنکه به رقابت در تعداد پروژه‌های جدید نیاز داشته باشد، به رقابت در کیفیت خدمات، نظم، پاکیزگی، ایمنی و رضایت شهروندان نیاز دارد.

من توسعه را در تعداد پروژه‌هایی که افتتاح می‌شوند نمی‌بینم؛ توسعه را در تعداد مشکلاتی می‌بینم که از زندگی مردم حذف می‌شوند.

شهری توسعه‌یافته است که شهروند هنگام خروج از خانه، با پیاده‌روی ایمن، خیابانی سالم، علائم راهنمایی مشخص، حمل‌ونقلی منظم و محیطی قابل اعتماد مواجه شود.

در نهایت، باید بپذیریم که شهر متعلق به مردم است و مدیریت شهری مسئول حفظ کیفیت زندگی آنان.

تهران نباید به شهری تبدیل شود که مردم آن به بی‌نظمی عادت کرده‌اند. پایتخت ایران شایسته مدیریتی است که نه‌تنها برای ساختن آینده، بلکه برای نگهداری درست از امروز نیز برنامه داشته باشد.

سهیل مهدیخانی

مدیرعامل شرکت تاکسی بیسیم تهران (TBT)

فعال اقتصادی و کارآفرین حوزه حمل‌ونقل، فناوری و اقتصاد دیجیتال

بازگشت به اخبار و رسانه